کد خبر: 1360066
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
تقی دژاکام

بعضی از نویسندگان و فیلمسازان و شاعران و کلاً هنرمندان فقط با یکی از آثار خود (که بهترین اثرشان باشد) شناخته می‌شوند و بعضی از آنها با هر اثری که تولید کرده باشند. بگذریم از آنها که با هیچ‌کدام از تولیداتشان شناخته نمی‌شوند، خواه تولیداتشان بد باشد و خواه، از بد روزگار، خوب. 
«پرویز خرسند» از آنها بود که تقریباً هر چه نوشت، در اوج بود، اما با اولین اثری که صبح عاشورای ۱۳۵۰ نوشت و خودش آن را در همان ظهر عاشورا در «حسینیه ارشاد» خواند، به سرعت به شهرت رسید: «شهید همه اعصار» یا آن‌طور که بعد‌ها معروف شد «هابیل و قابیل». او در این شاهکار ادبی، دینی و سیاسی، انسان مؤمن انقلابی را از ابتدای خلقت و از هابیل تا سیدالشهدا (ع) و تا همیشه تاریخ، یک تن واحد تصویر می‌کند: «بر صفیر اولین تازیانه‌ای که فرا رفت و فرو آمد و بر پوست لخت‌مان خطی از خون کشید، کدامین گوش گواهی داد؟ بر آذرخش اولین شمشیری که فرا رفت و فرو آمد و فریاد سرخ رگ‌هایمان را به آسمان افشاند، کدامین چشم گواهی داد؟» تا آنجا که «حق با قابیل بود که چنان آسوده خفته بود، و خواب راحت قابیلیان جاودانه بود اگر گواهی برنمی‌خاست. زمان، شبی همیشه بود، اگر شاهدی برنمی‌خاست؛ و کودکانمان، خوراک همیشه کلاغان و کرکسان و دخترانمان، لقمه همیشه بازار برده‌فروشان و پسرانمان، برده همیشه اربابان و "ما"، همه، محکومان همیشه‌فراموش حاکمیت قابیل، اگر شهیدی برنمی‌خاست. اما برخاست... او که ذره ذره رنجمان را از لحظه لحظه زمان گرفته بود، دیشب به مشهد خویش ایستاده و امیدمان را در فریادش خواند که: "سخن از پیکاری پربیم و امید شکست و پیروزی نیست – که اصلاً پیکاری نیست – صحرای محشر است و هنگامه داوری. هرکه به جنگیدن آمده است و به امید غنیمت، سر خویش گیرد و در ظلمت شب، جان تاریک خویش، برهاند... فردا، سخن از چگونه کشتن نیست؛ سخن از چگونه کشته شدن است. فردا، سخن از چه گرفتن نیست؛ سخن از همه چیز دادن است. فردا، هنگامه خوب مردن است. ”»
این بود که شریعتی (که خود استاد سخن و قلم بود) معتقد بود خرسند «قوی‌ترین نویسنده‌ای است که نثر امروز را در خدمت ایمان دیروز قرار داد» و به قلم او (که شاگردش محسوب می‌شد) غبطه می‌خورد. دکتر پس از اینکه «مرثیه‌ای که ناسروده ماند» خرسند را خواند، چندین بار در ابتدا و اواسط و انتهای نامه‌ای بسیار طولانی برای او نوشت: «خرسند عزیزم! دلم در این سال‌های بدی که برای ما غریبان زمانه پیش آمده است، بر تو می‌لرزد، چنان‌که بار‌ها بر رشحه زیبایی قلم تو لرزیده است.» اینها را شریعتی‌ای نوشته است که کتاب «هبوط» ش را با این عبارات شروع کرده است: «مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می‌خواست، که من کسی نداشتم، کسم خدا بود، کس بی‌کسان. او بود که مرا ساخت، آنچنان که خودش خواست، نه از من پرسید، و نه از آن من دیگرم. من یک گِل بی‌صاحب بودم، مرا از روح خود در آن دمید و بر روی خاک، و در زیر آفتاب، "تنها" رهایم کرد، مرا به خودم واگذاشت...»
خرسند چندین کتاب ماندگار دارد که دو تای آنها را در ۱۳۴۱ (دوران فرار از دست ساواک سنگدل شاهنشاهی که در به در دنبالش بودند) در روستایی دورافتاده در خراسان نوشته است: «آنجا که حق پیروز است» و «مرثیه‌ای که ناسروده ماند» و «برزیگران دشت خون» که بعد‌ها نوشت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با توصیه رهبر شهید آیت‌الله خامنه‌ای، سردبیر مجله سروش شد، اما پس از مدتی با تنگ‌نظری برخی افراد، از این مسئولیت کنار گذاشته شد که این اتفاق برای روح حساس مبارز کهنه‌کاری، چون خرسند بسیار سخت آمد. او سپس گوشه‌گیری را برگزید و نوشتن را ادامه داد و کتاب‌های متعددی نوشت از جمله «همه‌جا کربلا، همه روز عاشورا» (که همان اثر جاودانه «هابیل و قابیل» و برخی مقالات مجله سروش با همان حال و هواست)، «اذن دخول»، «من و یگانه و دیوار»، «در نقد»، «رستم؛ تبلور ملیت ایرانی»، «امام و امامت»، «اسطوره مقاومت» و «در بی‌پناهی». 
وی همچنین در چندین برنامه تلویزیونی و تصویری شرکت کرد و از خاطرات خود از دوران مبارزه و حسینیه ارشاد و کتاب‌ها و استاد محمدتقی شریعتی و دکتر علی شریعتی گفت که همه آنها در فضای مجازی قابل دریافت و ملاحظه است. 
اما من (و فکر کنم همگان) برای همیشه پرویز خرسند بزرگ را که متأسفانه قدرش دانسته نشد و بهای درخور نیافت، با همان اثر «شهید همه اعصار» یا همان «هابیل و قابیل» خواهیم شناخت. بروم یک بار دیگر با صدای خودش گوشش کنم... روحش شاد.

برچسب ها: نویسنده ، فیلم ، هنرمند
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار